خرید بک لینک
چهارشنبه جشن عقد دوسته صمیمیمون بودیم.السا واقعا نزاشت بهمون خوش بگذرهشرایط بده...خیلی بد ...بدتراز قبل هرکدوم از مشکلاتوحل میکنیم یکی دیگه سریع خودشو نشون میده.همشم مالی دیگه واقعا عصابی برامون نموندهاز لحاظ زندگی عاطفی خوب شدیم خداروشکر.دیگه باهم دعوانمیکنیم انگاری هردو اروم شدیم اما از لحاظ اقتصادیم ب فنا رفتیم .تواین ۶ سال زندگیمون هیچوقت اینجوری نبودیم هیچوقت .همیشه مشکلات مالیمون زیره یکماه حل میشد اما الان چندیم ماهه دراین وضعیت بسرمیبریم وبجای بهتر شدن همش بدترمیشیم .حالوحوصله ی هیچی رو ندارم هیچی احتیاج ب یه چیز دارم ک حالمو خوب کنه اما هیچی نیس.امیدوارم بگذره + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 14:57 توسط s  | 

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:28

از این حالم متنفرماز اینکه بیام اینجا همش از غمو غصه هام بنویسم متنفرموبلاگ عزیزم تواین سالها همیشه کنارم بودی هروقت خوشحال بودم اومدمو نوشتم هروقت ناراحت بودم اومدم نوشتماما متاسفم ک این اواخر همش از غصه هام نوشتم.حالم خیلی بده خیلی بد همه چیزه زندگیم بهم ریخته نمیدونم باید چیکارکنم نمیدونم چرا درها ب روم بسته میشه همش قفله درهای روبروم خدایا خودت کمکم کن من همیشه از توکمک خواستم بازهم ازتو کمک میخوام کاری کن دلم اروم بشه مغزو ذهنم اروم بشه + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۲ ساعت 15:56 توسط s  | 

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:28

یه فنجون قهوه یه هوای خنک و بارونی یه کتاب رمانه قشنگ فکری اسوده از هرخیال ،نیازمندیهای من توی این روزهاست .خسته شدم از بس توهر مرحله از کارهام گره های بیخود میوفتهخسته شدم از تلاش برای یه مشکلی ک ۷ ماهه همش ادامه دارهانگاری ن قصده تموم شدن داره و نه قصد حل شدن هرکاری میکنم همینطور بلاتکلیف میمونه شده اینه ی دق ،شده درد بی درمون،شده غده ی سرطانی ، شده مشکله رو اعصاب،خدایا منو نجات بده خستم خیلی خسته یکم نگاه کن بهم به کسی برنمیخوره قول میدم + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 12:19 توسط s  | 

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 17:28

صفحه بندی